
هی لسن، داره بارون میاد شر شر و من نشستم کنار بخاری و حس می کنم بلاگر بودن چقدر خوبه و چقدر می تونه یه وبلاگ متروک، مرموز و دنج باشه واسه نوشتن ... دور از غوغای جهان، دور از اینستا و شلوغی هاش، مگه نه...
ادامه مطلب
لعنتی من! امشب از اون شب هاست! شب های لعنتیِ جنون! دلم برات تنگ شده و این دل تنگی خوده مرگه! و تو ... لعنت به تو! ......
ادامه مطلب