
هی لسن، در چه حالی؟! من کلا امروز از وقتی بیدار شدم خسته بودم تا الان ... تازه حمام هم رفتم که خسته ترم کرده ... الان تو معده ام داغه و یه حالیه، کلا وضعیت رِدِ چند روزه ... قرمز ... الان لشیدم کنار ب...
ادامه مطلب
هی لسن! بن سواق ... داشتم آشپزی می کردم ولی استوری نگرفتم چون، فقط به خاطر قولی که به مامی دادم که شام درست کنم، آشپزی کردم و اینکه گوشی تو شارژ بود نتونستم استوری بگیرم و از همه مهم تر این که اعصابم...
ادامه مطلب
هی لسن ... در نهایت شب اومدم اینجا، یه گشتی بزنم ... و باز هم بازدیدهای دیروز و امروز غافلگیرم کرد! واقعا برام جالبه که هنووووز میاین اینجا و سر می زنین! لعنتی اینجا که پستی نیست، میاین چی می خونین؟! ...
ادامه مطلب
خوابم میاد اما می خوام چیزی بنویسم, چیزی که بیرون نمیاد از دل تاریک ذهنم ... دوست داره مبهم و نمناک همونجا بمونه ... دلم یهو چقدر هوس نامه کرد! با کاغذهای کاهی ... تو دل سیاه شب, نهایت بامداد, صدای خش خش کاغذ و باز کردن چند تای ناقابل و دنیایی که پیش چشمت روشن میشه ... دقیقا مس شعله ی کبریت مردی که می رفت در دل تاریکی ... ذهنم پر از چراس ... بنظرت چرا ما ادم ها تا حد مرگ تو منجلاب رابطه های بی سر و ته دست و پا می زنیم؟! راه حل کجاست؟! ......
ادامه مطلب
ﻣﻬﻢ ﻧﺴﺖ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺯﻧﺪ ﺍﻡ ﻮﻧﻪ می گذرد،ﻋﺎﺷﻖ ﺁﻥ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗ ﻫﺴﺘﻢ ﻪﺗﺼﺎﺩﻓ ﺍﺯ ﺫﻫﻨﻢ ﻋﺒﻮﺭ می کنندﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻟﺒﺨﻨﺪﻡ می شوند ...#پابلو_نرودا...
ادامه مطلب
حتی یک نفر در این دنیاشبیه تو نیست ...نه در نفس کشیدن،نه در نفس نفس نفس زدن،و نه از قشنگی نفس مرا بند آوردن! ... #عباس_معروفی...
ادامه مطلب