
هی لسن! امروز شاگردم نیومد و در نتیجه نه تونستم به تفریحم برسم نه تدریس! فقط علاف شدم و خدا لعنت کنه همچین شاگرد بوقی رو! این همونه که خیلی دوسش داشتم. حالا یه مدته منو مسخره خودش کرده! دختره ی بووووق...
ادامه مطلب
دارم یه ترک هاوس می گوشم و به این فکر می کنم که چطور برنامه ریزی کنم که نزدیک به هزار وبلاگ رو بخونم! هی، من باید همشونو بخونم چون من دانشجوی ادبیات انگلیشم! چون من کرم کتابم ... کرم واژه دارم! هرچی ه...
ادامه مطلب
(قبل از اینکه برم بیرون فایل صوتی صدای قشنگشو واسش فرستادم ...) وقتی برگشتم دیدم نوشته: - وااااای :) این کجا بوده؟! + واااای :) چرا واااای؟! - سورپرایز بود + اره دقیقا فرستادم که سورپرایزتون کنم چون صداتونو دوست دارین، قشنگ بود :) ؟! - نه اینقدر هام جالب نیس صدام + قبلا که اون فایل شعر خوانی تونو فرستادین، گفته بودین وقتی به صدای نایس خودم گوش می کنم لذت می برم. منم اینو فرستادم که سورپرایز بشین ... ناراحت که نشدین یه وقت؟! ... + اینو هیچکس به جز من نداره، همه که مثل من نیستن :) + می دونین، من ویس اکثر کلاس هامو دارم برای روزی که زمان خیلی گذشت و دلم تنگ شد ... تنها صداست که می ماند :) - ممنون که فرستادی، نگهش می دارم، واسه منم خاطره میشه ... + اوهوم حتما :) .... نظرت چیه؟! چه حسی از...
ادامه مطلب
همین الان از بیرون اومدم ... ساعت هفت رفتم خونه یکی از دوستام ... حرف های دو نفره و دیدار بعد از مدت ها ... کلی حرف زد، از خودش، خونوادش، مهرداد، رامین و تموم غصه هاش ... یکمی اشک ریخت و حسابی سبک شد و دل منم اروم گرفت که تونستم شنونده ی خوبی باشم ... خیلی خوشحالم که واسه همه شنونده ی نایسی ام ... عاشق اینم که هرکی می خواد حرف بزنه و یه سنگ صبور می خواد اول یاد من می افته :) ... هی گفت و من سیگار کشیدم ... هی گفتم و اون قلیون کشید ... چیپس فلفلی و پفک های قلبی عجیب با وینستون چسبید :)) ... خیلی خوش گذشت اگرچه فقط دو ساعت پیش هم بودیم ... امیدوارم بتونم اون جشن تولدو باهاش برم ... عاشق مهمونی های قاطی پاتی ام ... خوش گذرونی و بعدش فول شارژ شدن واسه یه دنیا مطالعه و نوشتن و فیلم و نقد و ماجراه...
ادامه مطلب
فردا امتحان دارم بی اونکه حتی یه کلمه بلد باشم ... به درک دیگه بالاتر از سیاهی که رنگی نیست ... میگرن های کش دار عصبی حالمو بهم ریختن ... دلم یه جای اینجوری می خواد ... همینقدر سرد و یخبندون ... ولی اون داخل گرم و دنج ... دست و پاهام از شدت سرما درد می کنن ... طبع سرد و مرطوب روانمو بهم ریخته ... دلم ماساژ می خواد ... یه مدت طولانی ندیدن و چشم های بسته ... نور چشممو می زنه ... دلم مدیتیشن و خلسه می خواد ... ساعت ها پخش شدن کف پارکت چوبی که روش لاحاف صورتی پنبه ای پهنه ... با یه عالم شعله های ابی و نارنجی شمع ... دلم ولگردی تو کوچه پس کوچه ها و خیابونای سرد و غریب شهرو می خواد و یه سیگار کنج لبم ... لش کردن تو یه کافه که تا ابد واس من جا داره ... لته و کیک شکلاتی ... بستنی فرانسه و ایتالیا .....
ادامه مطلب
می خوام استارت اپو ببینم ... با بازی یونیکِ مارتین فریمنِ جااان :)) کسی دیده تا حالا این سریالو؟! نظرتون چیه؟!...
ادامه مطلب
همین الان در حال مطالعه ی وبلاگ های خارجی ... ادم های خارجی ... زندگی های خارجی ... بی نظیره! ... واقعا به وجد اومدم از این همه خلاقیت ;) ...
ادامه مطلب
همین الان در حال مطالعه ی وبلاگ های خارجی ... ادم های خارجی ... زندگی های خارجی ... بی نظیره! ... واقعا به وجد اومدم از این همه خلاقیت ;) ...
ادامه مطلب
همین الان، در حال تلگرام ... تکست تکست ... و چک چک ... :))) من عاااشق قابلیت ویس تلگرامم ... کلا من دیوونه ی رکورد صدام ... عاشق ویس فرستادن ... عاشق لذت بردن از صداهای رنگارنگ و البته صدای خودم :))) صدا، صدا، صدا، تنها صداست که می ماند! ... ...
ادامه مطلب
ساده دلانه گمان می کردم تو را در پشت سر رها خواهم کرد. در چمدانی که باز کردم، تو بودی هر پیراهنی که پوشیدم عطرِ تو را با خود داشت و تمام روزنامه های جهان عکس تو را چاپ کرده بودند. به تماشای هر نمایشی رفتم تو را در صندلی کنار خود دیدم هر عطری که خریدم، تو مالک آن شدی. پس کی؟ بگو کی از حضور تو رها می شوم مسافر همیشه همسفر من ...؟! #نزار_قبانی...
ادامه مطلب
فقط با سایه ی خودم خوب می توانم حرف بزنم ...اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند!فقط او می تواند مرا بشناسد!او حتماً می فهمد ...می خواهم عصاره، نه، شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم:" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت! " #صادق_هدایت...
ادامه مطلب
خنده های تو دل ضربه های فراموش شده ی من است مجبور نیستی بخندی مجبور نیستی دلم را هر بار از جا بکنی ببین! خنده های تو مرا پرت می کند توی گردباد دوست داشتن ... من از این گردباد می ترسم بی زحمت نخند! لبخند هم نزن! اصلا چرا زل زده ای به دلهره های من!؟ خنده های تو بذر شعر است تو که شعرهای گره خورده به مرا نمی بینی ... نمی خوانی ... نمی دانی ... لبخند هایت را توی دامنم می ریزی که چه!؟ هر چه آتش است از گور همین شعرهاست! من نمی خواهم از نو شاعر شوم! بی زحمت نخند! #مهدیه_لطیفی...
ادامه مطلب
واژه هایت در قلب من دایره های سطح آب را مانندند! بوسهات بر لبانم،به پرنده ای در باد می ماند! چشمان سیاهم بر روشنای اندامت،فواره های جوشان در دل شب را یادآورند! #فدریکو_گارسیا_لورکا...
ادامه مطلب
یا من مغلوبترین فاتح جهانم یا مرزهای تن تو دست نیافتنیست دارم عقبنشینی میکنم این یعنی عاشقت شدهام یعنی از اینجای شعر دستور دستور زبانِ توست ... کامران_رسول_زاده# ...
ادامه مطلب
خواب هایم بوی تن تو را می دهدنکندآن دورهانیمه شبدر آغوشم می گیری؟! #فدریکو_گارسیا-لورکا...
ادامه مطلب
آنکه میگوید دوستت می دارمخُنیاگر غمگینی ستکه آوازش را از دست داده استای کاش عشق رازبان ِ سخن بودهزار کاکلی شاددر چشمان توستهزار قناری خاموشدر گلوی منعشق راای کاش زبان ِ سخن بودآنکه میگوید دوستت می دارمدل اندُهگین شبی ستکه مهتابش را می جویدای کاش عشق رازبان ِ سخن بودهزار آفتاب خندان در خرام ِ توستهزار ستارهی گریاندر تمنای منعشق راای کاش زبان ِ سخن بود ... #احمد_شاملو...
ادامه مطلب
نامه هایت در صندوق پستی منکبوترانی خانگی اندبی تاب خفتن در دست هایم!یاس هایی سفیدند!به خاطر سفیدی یاس ها از تو ممنونم! می پرسی در غیابت چه کرده ام؟غیبتت!؟تو در من بودی!با چمدانت در پیاده روهای ذهنم راه رفتهu200fیی!ویزای تو پیش من استُبلیط سفرت! ممنوع الخروجیاز مرزهای قلب من!ممنوع الخروجیاز سرزمین احساسم!...نامه هایت کوهی از یاقوت استدر صندوق پستی من!از بیروت پرسیده بودی!میدان ها و قهوه خانه های بیروت،بندرها و هتل ها و کشتی هایشهمه و همه در چشم های تو جا دارند!چشم که ببندیبیروت گم می شود ... #نزار_قبانی...
ادامه مطلب
یک واژه در انتظار بهمنی می شود از واژگانی بیشتر، آنگاه که در انتظار زنی هستی! #ریچارد_براتیگان...
ادامه مطلب
دیگر نمی توانم پنهانت کنم! از درخشش نوشته هایم می فهمند، برای تو می نویسماز شادی قدم هایم، شوق دیدن تو را در می یابنداز انبوه عسل بر لبانم، نشان بوسه تو را پیدا می کنندچگونه می خواهی قصه عاشقانه مان رااز حافظه گنجشکان پاک کنیو قانع شان کنی که خاطراتشان را منتشر نکنند!؟نزار_قبانی#...
ادامه مطلب
به نام او دلم خیلی گرفته ... دارم اهنگ جدید امیرحسین رو گوش میدم ... فکر نمی کردم اهنگ به این خوبی بده بیرون ... واقعا نوازندگی پیانوش خیلی غم انگیزه و همینطور صدای خودش که توی این اهنگ فوق العاده تاثیر گذاره ... بهش پیام دادم ... نمی دونم باهاش وارد رابطه بشم یا نه ... انگار برای خیلی کارها و خیلی چیزها تردید دارم ... این روزها انگار تردید حسیه که خیلی تحت تاثیرشم ... خیلی درگیرم کرده ... خیلی گیج و گنگم ... از یه طرف شروع ترم جدید و دیدن دوباره تو و من و تو و نه ماه داستان های جدید ... از طرفی دیدن اون توی بازار ... شباهتش به تو ... از طرفی امیرحسین ... نمی دونم چیکار کنم ... ت...
ادامه مطلب