
هی لسن، داره بارون میاد شر شر و من نشستم کنار بخاری و حس می کنم بلاگر بودن چقدر خوبه و چقدر می تونه یه وبلاگ متروک، مرموز و دنج باشه واسه نوشتن ... دور از غوغای جهان، دور از اینستا و شلوغی هاش، مگه نه...
ادامه مطلب
همین الان از بیرون اومدم ... ساعت هفت رفتم خونه یکی از دوستام ... حرف های دو نفره و دیدار بعد از مدت ها ... کلی حرف زد، از خودش، خونوادش، مهرداد، رامین و تموم غصه هاش ... یکمی اشک ریخت و حسابی سبک شد و دل منم اروم گرفت که تونستم شنونده ی خوبی باشم ... خیلی خوشحالم که واسه همه شنونده ی نایسی ام ... عاشق اینم که هرکی می خواد حرف بزنه و یه سنگ صبور می خواد اول یاد من می افته :) ... هی گفت و من سیگار کشیدم ... هی گفتم و اون قلیون کشید ... چیپس فلفلی و پفک های قلبی عجیب با وینستون چسبید :)) ... خیلی خوش گذشت اگرچه فقط دو ساعت پیش هم بودیم ... امیدوارم بتونم اون جشن تولدو باهاش برم ... عاشق مهمونی های قاطی پاتی ام ... خوش گذرونی و بعدش فول شارژ شدن واسه یه دنیا مطالعه و نوشتن و فیلم و نقد و ماجراه...
ادامه مطلب
خسته ام و گوله شده در اغوش بخاری اتاق ابی ام, در حال سانت یونیک شکسپیر با صدای فرهاد جان مهراد ... امروز هم گذشت و لیترچر ... کجا بودی؟! نه تو بودی نه اون ... افسوس خوردم ... از تحمل اون همه ساعت برای دیدن چشمات ... نبودی و حسرت شد حواسی که نبود و نگاهی که به در اتاقت زل نزد ... ولی بی شک غروب بودی ... عاقبت تو را خواهم نوشت و در جهان واقعی مان راه بازگشتی نمی گذارم ... عاقبت به تو نامه های بسیار خواهم نوشت ... بیشتر از نبود تو دلم سرد شد ... کسل شد ... چشم هاش اویزون ... پرکیوپاینِ من ... دو روز مانده به بیست و سه سالگی ام ... نوزده دی ماه چشم انتظارت خواهم بود ... با همان چشم های قهوه ای تیره ......
ادامه مطلب
دوباره دارم برات نامه می نویسم ... اشک هام الان می ریزه ... لعنتی چرا نمیشه الان از تو رویام بکشمت بیرون؟! نمی تونم تا فردا صبر کنم ... نمی تونه این دوست داشتن می فهمی؟! ... بهت مریضم ... مریضم ......
ادامه مطلب
فقط با سایه ی خودم خوب می توانم حرف بزنم ...اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند!فقط او می تواند مرا بشناسد!او حتماً می فهمد ...می خواهم عصاره، نه، شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم:" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت! " #صادق_هدایت...
ادامه مطلب
دلواپسم جز تو به چشم نمیاد اصن هرکسی رو که میبینم باز یاد تو میفتم همه کسم من دوست دارم به خدا قسم هر کسی رو که میبینم و یاد تو میفتم هر کی اومد جاتو بگیره من گفتم نه وقتی تو اینجایی وقتی با تو جفتم من دنیا ماله ما دوتاست وقتی تو اینجایی اینا واقعیه رویا نیست اون خنده ی نازت وابستم کرد انگاری از نگات معلومه چه حسی به من داری دیگه مثه ما دوتا هیچ جایه دنیا نیست اینا واقعیه رویا نیست روانی بهت مریضم بی هوا از رو غریزم اگه تو از من دورشی یه تنه شهرو بهم میریزم اسممو داد بزن بگو هنوز با منی حتی اگه ازم دورشی ازم دل نمی کنی روانی بهت مریضم، بهت مریضم بگو خوابم ...
ادامه مطلب
آنکه میگوید دوستت می دارمخُنیاگر غمگینی ستکه آوازش را از دست داده استای کاش عشق رازبان ِ سخن بودهزار کاکلی شاددر چشمان توستهزار قناری خاموشدر گلوی منعشق راای کاش زبان ِ سخن بودآنکه میگوید دوستت می دارمدل اندُهگین شبی ستکه مهتابش را می جویدای کاش عشق رازبان ِ سخن بودهزار آفتاب خندان در خرام ِ توستهزار ستارهی گریاندر تمنای منعشق راای کاش زبان ِ سخن بود ... #احمد_شاملو...
ادامه مطلب