در مجاورت عشق

متن مرتبط با «خنده های تو آرزوهای من اند» در سایت در مجاورت عشق نوشته شده است

شاندلم! شاندل به فرانسه یعنی شمع ...

  • نیلوبلاگ

    هی لسن، داره بارون میاد شر شر و من نشستم کنار بخاری و حس می کنم بلاگر بودن چقدر خوبه و چقدر می تونه یه وبلاگ متروک، مرموز و دنج باشه واسه نوشتن ... دور از غوغای جهان، دور از اینستا و شلوغی هاش، مگه نه...

    ادامه مطلب
  • اینگونه است جهان من ...

  • نیلوبلاگ

    دارم یه ترک هاوس می گوشم و به این فکر می کنم که چطور برنامه ریزی کنم که نزدیک به هزار وبلاگ رو بخونم! هی، من باید همشونو بخونم چون من دانشجوی ادبیات انگلیشم! چون من کرم کتابم ... کرم واژه دارم! هرچی ه...

    ادامه مطلب
  • حرفی با تو :)

  • نیلوبلاگ

    بن سواق! دارم لارا فابین می گوشم و چون قرص ویتامین دی رو شب خوردم، دقیقا یه ساعت پیش ... یه جورایی فعال شدم و الان خوابم نمیاد و مشغول مطالعات و نوشتنات همیشگی ام با لپتاپ و گذرم به اینجا افتاد و گفتم...

    ادامه مطلب
  • تنهایی دو نفره

  • نیلوبلاگ

    (قبل از اینکه برم بیرون فایل صوتی صدای قشنگشو واسش فرستادم ...) وقتی برگشتم دیدم نوشته: - وااااای :) این کجا بوده؟! + واااای :) چرا واااای؟! - سورپرایز بود + اره دقیقا فرستادم که سورپرایزتون کنم چون صداتونو دوست دارین، قشنگ بود :) ؟! - نه اینقدر هام جالب نیس صدام + قبلا که اون فایل شعر خوانی تونو فرستادین، گفته بودین وقتی به صدای نایس خودم گوش می کنم لذت می برم. منم اینو فرستادم که سورپرایز بشین ... ناراحت که نشدین یه وقت؟! ... + اینو هیچکس به جز من نداره، همه که مثل من نیستن :) + می دونین، من ویس اکثر کلاس هامو دارم برای روزی که زمان خیلی گذشت و دلم تنگ شد ... تنها صداست که می ماند :) - ممنون که فرستادی، نگهش می دارم، واسه منم خاطره میشه ... + اوهوم حتما :) .... نظرت چیه؟! چه حسی از...

    ادامه مطلب
  • من زنی ام که هر مردی ارزوشو داره! :) :* و تو مردی که هر زنی ارزوشو داره! :) :* جیییزس کرایس! :))

  • نیلوبلاگ

    یعنی اصن ایجااانم :))) اوووم :**** بوس به خودم :)) همین الان یه ترک یونیکِ انگلیش پلی کردم و حسابی به خودم افتخار دادم و اومدم وسط :))) فیلینگ استرانگ! :)) :** هر مادمازلی باید هر روز حداقل نیم ساعت جلوی اینه تو چشم های خودش عمیق بشه :) خط چشم مشکی بکشه :) سایه دودی بزنه :) چشم های کاریزماتیکو شهلا کنه :) ماتیک زرشکی بزنه به لب های یونیکش :) و تا می تونه قربووون صدقه خودش بره و بررررقصه :) :* ... "من زنی ام که هر مردی ارزوشو">ارزوشو داره!" پ.ن: نه تنها مادمازل، بلکه هر موسیویی باید دوست داشتنی بودنو هر روز به خودش یاداوری کنه! :) این اتوبان دو طرفه اس ;)...

    ادامه مطلب
  • هزارتوی سولانژ 1

  • نیلوبلاگ

    دوباره یک بامداد، دوباره من و مرداب کدر اتاقم ... من و کاغذ های کاهی و نوشتن ... چند روزی میشه که نامه ننوشتم و می دونم تو جریان این دو هفته امتحان هم شاید زیاد فرصت نشه ... می خوام مثل یه استراحت بهش نگاه کنم و حتی از امتحانم لذت ببرم ... فقط موزیک بگوشم و کتاب ها رو ورق بزنم و تو خلسه ی خودم به تموم فکر کردنی ها فکر کنم ... امشب کلی درمورد فیلمنامه و نمایشنامه های متفاوت تو نت سرچ کردم و واقعا به وجد اومدم از دریای علمی که هنوز در مقابلش یه قطره ام ... شور و هیجان زیادی دارم واسه بلعیدن تک تک کلمات ... تک تک فیلمنامه ها، نمایشنامه ها، رمان ها، کتاب های شعر ... فیلم، سریال ... نقاشی و کلا هنر! ... واقعا دانم که هیچ ندانم! ... به ایندم فکر می کنم و غرق لذت میشم ... با خودم میگم تو حالا راه د...

    ادامه مطلب
  • درون ما ز تو یک دم نمی شود خالی! ...

  • نیلوبلاگ

    همین الان در حال یه ترک یونیک فرانسوی ... تا پلی میشه انگار دارمت ... خاطرات ترمی که گذشت هجوم میارن ... وقته پروازه! فردا بعد از بیست روز می زنم بیرون از این اتاق! طلوع ... خورشیدو می بینم ... دلم شاید یکمی تنگ باشه ... بیشتر خنثام ... از یه طرف به نوشتنت فکر می کنم از یه طرف می گم خب که چی؟! ... بزار با یه پلان یهویی و بداهه شروع کنم ... میام از تو کریدور رد میشم ... یه نگاه به راست کافیه ... در دفترت بسته و غروبی ... شایدم باز باشه ... دیگه هیچ فرقی نمی کنه ... هیچ فرقی! ... بیست روز از هم بی خبر ... دلم خنک شد ... زیادی خوشی زده بود زیر دلت ... فکر می کردی همیشه هستم ... حالا که نیستم احساس خیلی خوبی نسبت به خودم دارم ... دیگه دستم نرفت واست نامه بنویسم ... اصن چی بگم؟! من دیگه احساسی ند...

    ادامه مطلب
  • دو روز مانده به بیست و سه سالگی ام! ...

  • نیلوبلاگ

    خسته ام و گوله شده در اغوش بخاری اتاق ابی ام, در حال سانت یونیک شکسپیر با صدای فرهاد جان مهراد ... امروز هم گذشت و لیترچر ... کجا بودی؟! نه تو بودی نه اون ... افسوس خوردم ... از تحمل اون همه ساعت برای دیدن چشمات ... نبودی و حسرت شد حواسی که نبود و نگاهی که به در اتاقت زل نزد ... ولی بی شک غروب بودی ... عاقبت تو را خواهم نوشت و در جهان واقعی مان راه بازگشتی نمی گذارم ... عاقبت به تو نامه های بسیار خواهم نوشت ... بیشتر از نبود تو دلم سرد شد ... کسل شد ... چشم هاش اویزون ... پرکیوپاینِ من ... دو روز مانده به بیست و سه سالگی ام ... نوزده دی ماه چشم انتظارت خواهم بود ... با همان چشم های قهوه ای تیره ......

    ادامه مطلب
  • واژه های پریده رنگ ...

  • نیلوبلاگ

    فردا امتحان دارم بی اونکه حتی یه کلمه بلد باشم ... به درک دیگه بالاتر از سیاهی که رنگی نیست ... میگرن های کش دار عصبی حالمو بهم ریختن ... دلم یه جای اینجوری می خواد ... همینقدر سرد و یخبندون ... ولی اون داخل گرم و دنج ... دست و پاهام از شدت سرما درد می کنن ... طبع سرد و مرطوب روانمو بهم ریخته ... دلم ماساژ می خواد ... یه مدت طولانی ندیدن و چشم های بسته ... نور چشممو می زنه ... دلم مدیتیشن و خلسه می خواد ... ساعت ها پخش شدن کف پارکت چوبی که روش لاحاف صورتی پنبه ای پهنه ... با یه عالم شعله های ابی و نارنجی شمع ... دلم ولگردی تو کوچه پس کوچه ها و خیابونای سرد و غریب شهرو می خواد و یه سیگار کنج لبم ... لش کردن تو یه کافه که تا ابد واس من جا داره ... لته و کیک شکلاتی ... بستنی فرانسه و ایتالیا .....

    ادامه مطلب
  • هزارتو/1

  • نیلوبلاگ

    به نام او فردا امتحان ادبیات دارم ... فقط یک دور خوندم اونم به قصد اشنایی! :) اصلا حال ندارم لای کتابو باز کنم و بخونم ... حتی حال نگاه کردن هم ندارم ... یکم دیگه به تخت عزیزم پناه می برم و هنزفیری ها رو می ذارم توی گوشم و میرم به دنیای رویا و خیال ... عصر یه ارام بخش خوردم که مثل دیشب شش صبح نخواب...

    ادامه مطلب
  • مارلون براندو :)

  • نیلوبلاگ

    همین الان فیلم انعکاس در چشم طلایی مارلون براندو تموم شد ... با صدای شلیک گلوله های پی در پی ... جیزِس ... کرایست ... خیلی تحت تاثیرم ... بعدا درموردش می نویسم ... مارلون ... ...

    ادامه مطلب
  • وبلاگ های خارجی :)

  • نیلوبلاگ

    همین الان در حال مطالعه ی وبلاگ های خارجی ... ادم های خارجی ... زندگی های خارجی ... بی نظیره! ... واقعا به وجد اومدم از این همه خلاقیت ;) ...

    ادامه مطلب
  • هزارتو/2 :)

  • نیلوبلاگ

    به نام او لطفا این تکست رو با طعم یه والس ملوی دوست داشتنی به انتخاب خودت بنوش مخاطب جان :) همین الان مست و سرشار از هوای مطبوع تیرماه و وینستونی که زدم سو نایس ام و اومدم یه چند سطری رو در حال لذت بردن ازوالس ملویی که خیالمو به پرواز درمیاره بنویسم ... همینطور که دارم می نویسم از نبضم ... توی گردن...

    ادامه مطلب
  • هزارتو

  • نیلوبلاگ

    به نام او بامداد پونزدهم خرداد، راس ساعت صفر عاشقی شروع کردم به نوشتن با یه حس فوق العاده نایس ... :) خیلی خوشحالم که تمام تکست های شش هفت ماه گذشته رو پاک کردم. خیلی وقت بود که می خواستم انجامش بدم ولی وقت نمی شد ... خیلی از اون تکست ها دیگه از اعتبار افتاده بودن ... دیگه واقعی نبودن، صحت نداشتن و...

    ادامه مطلب
  • هزارتو1

  • نیلوبلاگ

    به نام او فردا امتحان ادبیات دارم ... فقط یک دور خوندم اونم به قصد اشنایی! :) اصلا حال ندارم لای کتابو باز کنم و بخونم ... حتی حال نگاه کردن هم ندارم ... یکم دیگه به تخت عزیزم پناه می برم و هنزفیری ها رو می ذارم توی گوشم و میرم به دنیای رویا و خیال ... عصر یه ارام بخش خوردم که مثل دیشب شش صبح نخواب...

    ادامه مطلب
  • مارلون براندو

  • نیلوبلاگ

    همین الان فیلم انعکاس در چشم طلایی مارلون براندو تموم شد ... با صدای شلیک گلوله های پی در پی ... جیزِس ... کرایست ... خیلی تحت تاثیرم ... بعدا درموردش می نویسم ... مارلون ... ...

    ادامه مطلب
  • وبلاگ های خارجی

  • نیلوبلاگ

    همین الان در حال مطالعه ی وبلاگ های خارجی ... ادم های خارجی ... زندگی های خارجی ... بی نظیره! ... واقعا به وجد اومدم از این همه خلاقیت ;) ...

    ادامه مطلب
  • در هزارتوی اقیانوس ارام

  • نیلوبلاگ

    به نام او همین الان دارم به ماجراهای این هفته ی دانشگاه فکر می کنم تا خیلی خوب همه چیزو با جزییات به یاد بیارم ... میخوام واسه صمد نامه بنویسم ... می خوام به فرشته ی صمد نامه بنویسم ... خیلی حرف دارم که باهاش بزنم ... دارم افکارمو مرتب می کنم ... هیچوقت دوشنبه رو یادم نمیره ... دوشنبه و بغضی که تو رستوران ازاد ترکید ... جلوی اون همه ادم ... هیچوقت صمدو یادم نمیره ... هیچوقت خوبی هاش و بدی هاش کمرنگ نمیشن ... می دونم که بالاخره بهش ایمیل می زنم ... بالاخره می نویسم و می فرستم این نامه ها رو ......

    ادامه مطلب
  • سولانژ می خواند ... :)

  • نیلوبلاگ

    همین الان در حال خوندن Diary of a Wimpy Kid، Dog Days :))) خیلی جذبم کرده ... کل پکش رو دارم و واقعا خوش بحالم! :)) چی بهتر از اینکه ساعت ها کتاب بخونی و انگلیسی باشه، و تو واژه واژه ی کتاب غرق بشی و ... :) ...

    ادامه مطلب
  • تولدش

  • نیلوبلاگ

    دیروز تولدش بود ... مشتاق بود ... منو می خواست ... تبریک نگفتم ... نگاش نکردم ... دور شدم ازش ... از جهانش رفتم! ......

    ادامه مطلب