یووو یووو اوه یههههه :)))) | بلاگ

یووو یووو اوه یههههه :))))

تعرفه تبلیغات در سایت

به نام او

ابری نیست ... بادی نیست ... حسی نیست ... حالی نیست ... :))) واقعا وقتی می خوام اینجا بنویسم به خودم میگم واقعا که چی؟! چی بنویسم اخه؟! روزمرگی مگه گفتن داره؟! ولی دیگه حالا گفتم یه چند سطری خط خطی کنم ... دارم توی موزیک اولافور ته نشین میشم ... با هر بیت منو میکشه جلو ... مثل موج میرم و میام ... ساعت دو یه امتحان کذایی دارم ... الانم تو کتابخونه پزشکی نشستم و دو ساعته که بساط مجازی به راهه و موزیک و دور دور ... هی اینستا هی تلگرام ... یکی از بهترین راه ها برای وقت گذرونی و در واقع خلاص شدن هرچه سریع تر از دست زمانی که حوصله تحملش رو نداری ... الان خیلی کولم چون کنار پریز نشستم و خیالم از بابت گوشیم حسابی تخته ... یعنی جووونز :))) ... خوشحالم که الان ساعت دوازدهه و فقط یکساعت دیگه مونده ... بیشتر خوشحالم که زود گذشت ... کتاب یوزپلنگانی که با من دویده اند رو اوردم که یه داستان ازش بخونم ...ولی فعلا انگار حس و حال خوندن نی ... باید دیگه یکم مقاله هامو مرور کنم که سر امتحان هنگ نکنم ... امیدوارم بتونم یه مقاله خوب بنویسم ... از صمیم قلبم لعنت به رایتینگ انگلیسی و کلیه دروس تخمی :))) ... الان یه موزیک نایس از جو ستریانی داره پلی میشه ... و دارم تو ذهنم بیاد میارم برای نوشتن ... دوست دارم این امتحانات تموم شن دیگه ... اووف الان زدم یه اهنگ از نبرا هوووف ... یه بیسی می زنه تو گوشم که الان بلند میشم کف کتابخونه هلکوپری می زنم ... :)))) دارم تصور می کنم اگه الان یهو بلند شم برقصم دقیقا بقیه چطور نگام می کنن و چه فکری در موردم می کنن ... دقیقا ساعت دوازدهه و ایجانم ... یه دختره هم الان گوشیش رو زده توی شارژ با جزوه اش واستاده کنار من و هی می کنتش تو حلق من ... الانم که قربون دستش اون صندلی خالی کناریم و کشید و نشست روش :))) دوست دارم جیمز موریاتی وار سرمو بکنم توی صورتش و بگم یووو ... یووو یووو  اوه یه ... بعد به همین ترتیب با دست بزنم اروم سینه شو هل بدم عقب و اونم خودشو بکشه و با یه حرکت اهسته با حس موزیک که از تو گوش من پخش میشه تو کل کتابخونه و از توی بلندگوها بوم بوم بیس می زنه خودشو تاب بده و بلند شه ... منم صندلی رو بکشم و بچرخونمش و مایکل جکسون وار اون وسط بریک برم و هی عصای چوبی چاپلین وارمو توی هوا تکون تکون بدمو بگم یووو یووو اوه یه ... چه صحنه ای شود یعنی ... تصور کن لااامصب حتی اگه تصورش سخته :)))) دارم از خنده منفجر میشم ... اون دختره کنارم هم احتمالا داره تو ذهنش به سبک خودم میگه این یارو چقدر خاااالتوره :))) وااای ... 

...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 13:41