در مجاورت عشق

متن مرتبط با «لابد من نمی شناسمت» در سایت در مجاورت عشق نوشته شده است

اینگونه است جهان من ...

  • دارم یه ترک هاوس می گوشم و به این فکر می کنم که چطور برنامه ریزی کنم که نزدیک به هزار وبلاگ رو بخونم! هی، من باید همشونو بخونم چون من دانشجوی ادبیات انگلیشم! چون من کرم کتابم ... کرم واژه دارم! هرچی ه, ...ادامه مطلب

  • من زنی ام که هر مردی ارزوشو داره! :) :* و تو مردی که هر زنی ارزوشو داره! :) :* جیییزس کرایس! :))

  • یعنی اصن ایجااانم :))) اوووم :**** بوس به خودم :)) همین الان یه ترک یونیکِ انگلیش پلی کردم و حسابی به خودم افتخار دادم و اومدم وسط :))) فیلینگ استرانگ! :)) :** هر مادمازلی باید هر روز حداقل نیم ساعت جلوی اینه تو چشم های خودش عمیق بشه :) خط چشم مشکی بکشه :) سایه دودی بزنه :) چشم های کاریزماتیکو شهلا کنه :) ماتیک زرشکی بزنه به لب های یونیکش :) و تا می تونه قربووون صدقه خودش بره و بررررقصه :) :* ... "من زنی ام که هر مردی ارزوشو داره!" پ.ن: نه تنها مادمازل، بلکه هر موسیویی باید دوست داشتنی بودنو هر روز به خودش یاداوری کنه! :) این اتوبان دو طرفه اس ;), ...ادامه مطلب

  • درون ما ز تو یک دم نمی شود خالی! ...

  • همین الان در حال یه ترک یونیک فرانسوی ... تا پلی میشه انگار دارمت ... خاطرات ترمی که گذشت هجوم میارن ... وقته پروازه! فردا بعد از بیست روز می زنم بیرون از این اتاق! طلوع ... خورشیدو می بینم ... دلم شاید یکمی تنگ باشه ... بیشتر خنثام ... از یه طرف به نوشتنت فکر می کنم از یه طرف می گم خب که چی؟! ... بزار با یه پلان یهویی و بداهه شروع کنم ... میام از تو کریدور رد میشم ... یه نگاه به راست کافیه ... در دفترت بسته و غروبی ... شایدم باز باشه ... دیگه هیچ فرقی نمی کنه ... هیچ فرقی! ... بیست روز از هم بی خبر ... دلم خنک شد ... زیادی خوشی زده بود زیر دلت ... فکر می کردی همیشه هستم ... حالا که نیستم احساس خیلی خوبی نسبت به خودم دارم ... دیگه دستم نرفت واست نامه بنویسم ... اصن چی بگم؟! من دیگه احساسی ندارم که بخواد واسه تو بتپه! جیییزس! فقط اینکه یعنی این بیست روزو چطور گذروندی؟! ... , ...ادامه مطلب

  • وقتی اینجا پست نمی ذارم کجا پست می ذارم؟!

  • Insta: watch.me19, ...ادامه مطلب

  • واژه هایت در قلب من

  • واژه هایت در قلب من ‌دایره‌ های‌ سطح‌ آب‌ را مانندند! بوسه‌ات‌ بر لبانم‌،به‌ پرنده‌ ای در باد می‌ ماند! چشمان‌ سیاهم‌ بر روشنای‌ اندامت‌،فواره‌ های‌ جوشان‌ در دل‌ شب‌ را یادآورند!   #فدریکو_گارسیا_لورکا, ...ادامه مطلب

  • من و تو

  • فرقی نمی کند باران ببارد یا نه فرقی نمی کند چشمان تو چه رنگ باشدبه خانه می رسم یا نهمهم نیست!من کلاهی ندارم که از سر بردارمیا دندانی نمانده ست تا لبخندی بسازممن و تو خاطرات درختان یک کوچه ایم ...   #کیکاووس_یاکیده,من و تو,پلاس,استیج,شبکه نیم,hd,شکن,خبر,اچ دی,۱,زنده ...ادامه مطلب

  • من زنده بودم اما انگار مرده بودم ...

  • ❤️من زنده بودم اما انگار مرده بودم از بس که روزها را با شب شمرده بودم یک عمر دور و تنها، تنها به جرم این که او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجماز بس که خویشتن را در خود فشرده بودم در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم ❤,من زنده بودم اما انگار مرده بودم,من زنده بودم اما انگار مرده بودم دانلود,من زنده بودم اما انگار مرده بودم mp3,من زنده بودم اما انگار مرده بودم شاعر,آهنگ من زنده بودم اما انگار مرده بودم,شعر من زنده بودم اما انگار مرده بودم,ترانه من زنده بودم اما انگار مرده بودم,دانلود آهنگ من زنده بودم اما انگار مرده بودم,دانلود ترانه من زنده بودم اما انگار مرده بودم,من زنده بودم اما انگار که مرده بودم ...ادامه مطلب

  • دیگر نمی توانم پنهانت کنم!

  • دیگر نمی توانم پنهانت کنم! از درخشش نوشته هایم می فهمند، برای تو می نویسماز شادی قدم هایم، شوق دیدن تو را در می یابنداز انبوه عسل بر لبانم، نشان بوسه تو را پیدا می کنندچگونه می خواهی قصه عاشقانه مان رااز حافظه گنجشکان پاک کنیو قانع شان کنی که خاطراتشان را منتشر نکنند!؟نزار_قبانی#,دیگر نمی توانم پنهانت کنم ...ادامه مطلب

  • لابد من نمی شناسمت

  • آدم ها می گذرند آدم ها از چشم هایم می گذرند و سایه ی یکایکشان بر اعماق قلبم می افتد مگر می شود از این همه آدم یکی تو نباشی لابد من نمی شناسمت وگرنه بعضی از این چشم ها این گونه که می درخشند می توانند چشم های تو باشند...   #رسول_یونان  ,لابد من نمی شناسمت ...ادامه مطلب

  • جدیدترین مطالب منتشر شده

    گزیده مطالب

    تبلیغات

    برچسب ها